روزهای پایانی
بالاخره وارد هفته ی آخر شدم و روز شماری مام شروع شده و تقویم خط میزنیم و هرروز با هادی جون میگیم که هفته ی دیگه این موقع پسرمون پیشمونه و داریم این کارو میکنیم و ... دیگه اینکه شروع این هفته شروع شده با معده درد ناگهانی و عجیب من به طوری که نمیتونم چیزی بخورم داره بدجور اذیتم میکنه . وزنم هم تو این روزهای آخر شده ٦٠ کیلو که اصلاً هیچ وقت تو زندگیم باورم نمیشد به این وزن برسم. امیدوارم در کمترین زمان ممکن به وزن قبلی برگردم. الهی آمین. و امـــــــــــا تاریخ تولد گل پسر مشخص شد پنجشنبه رفتیم مطب دکتر ماموریان و ایشون گفتن که بیمارستان برای صبح ٢٦م بهمون وقت ...
نویسنده :
سحر
18:25




